تبليغاتX
وبلاگ جوادی - کنکور 86

آخه یکی نیست بگه مگه شما دوتا خلین؟

دیشب یه ماجرایی داشتیم .................

دیشب تولد عموم بود . پاشدیم رفتیم تولد . سر ساعت 10 اعلام شد که فردا صبح نتایج سراسری رو هم می زنن. خواهر منم که رتبش ۳۰۰۰ و خورده ای شده بود  خیلی استرس داشت . کی باورش می شه که ما بعد از اینکه اومدیم خونه ( یعنی از ساعت 1)  تا ساعت 5 هی 3تا سایت باز می کردیم . یه بار سایت سنجش ، یه بار آزمون ، یه بارمwww.pooriya2006.blogfa.com . خواهرم می خواست ببینه قبول می شه یا نه منم می خواستم ببینم نظراتم از 46 به 47 رسیدن یا نه. خلاصه دیدیم فایده نداره ساعت 5 خوابیدیم . آلارم موبایلو گذاشتم ساعت 6:30 آخه خواهرم آلارم تلفنو گذاشته بود ساعت 7 . منم که بش گفتم منو هم بیدار کن گفت : عمراًاًاًاًاًاًًاًاًاًاًاًاً. خلاصه قبل از اینکه اون پاشه من بیدارش کردم ولی از اونجایی که جفتمون مثل جنازه (دور از جون) بودیم دوباره خوابیدیم تا 7 .

خواهرم که پاشد منم دوربینو آماده کردم شروع کردم به فیلم گرفتن که یهو سایت سنجش باز شدو نوشته بود اعلام نتایج نهایی آزمون سراسری سال۸۶ . ادامه ی داستان در آپ بعدی ....................  .

نه شوخی کردم خلاصه یهو دیدیم نوشته : مهندس شیمی / امیرکبیر تهران.

به نظرشما ما اون موقع چه شکلی باید می شدیم؟ هر کی بود مارو با گچ دیوار اشتباه می گرفت. خلاصه نگو شاخه ی ماهشهر بود . ولی خودشم خیلیه. خلاصه ساعت 7 یه کلی از این خونه اومد بیرون که هر کی ندونه فکر میکرد عروس اوردیم. ساعت 2 ظهرم که نتایج آزاد زدن خانوم مهندسی صنایع تهران قبول شده بود.

دارم کفری میشم. هرکی زنگ زده از صبح (حدوداً ۶۰ نفر) گفته ایشالا روزیه آقا پوریا

آخه مگه نمی دونن ما از این عرضه ها نداریم ........................... ؟




لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 0:36 توسط ..:: پوریا ::..

JavaScript Codes

JavaScript Codes