تبليغاتX
وبلاگ جوادی - تهران

سلام بچه ها

چطورین؟ خوبین ؟ باورتون نمیشه که دلم چقدر واسه آپ کردن و نظراتتون تنگ شده بود. خودتون می دونین که هی میومدم و وبلاگو چک می کردم ولی نتونستم آپ کنم. ببخشید دیگه. قول میدم تکرار نشه.

جاتون خالی رفتیم تهران. چطور رفتمو برگشتم. با بدبختیه بسیار زیاد رفتم. با اتوبوس از اینجا تا تهران. پدرم درومد. 1دقیقه هم نخوابیدم. بازم شانس اووردم اتوبوسش ویژه بود وگرنه....تا رسیدم بدون هیچ استراحتی(منم ۲شب بود که نخوابیده بودم) رفتیم حنابندون. جالبیش اینجا بود که همه خوابشون میومد ولی من همچنان در حال قر دادن بودم . فرداشم که استراحت بود . و ۵شنبه یعنی ۲شب پیش رفتیم عروسی . یه تیپی زده بودم که بیا و ببین. خلاصه اینکه خیلی خوشتیپانه رفتیم عروسی ولی از شانسه من کسی نبود که بشه مخشو بزنیم همه فامیل بودن.

ولی خوب، بالاخره یه چند نفری پیدا می شد که........

خلاصه اینکه جاتون خیلی خالی بود . خیلی خوش گذشت.

ایشالا عروسی خودم همتونو دعوت می کنم

 

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 1:37 توسط ..:: پوریا ::..

JavaScript Codes

JavaScript Codes