تبليغاتX
وبلاگ جوادی

تو چه دانی که پس هر نگاه ساده ی من

چه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی است

یه نگاه تو که پر عصمت و ناز بر من افتاد چه عذاب و ستمی است

دردم این نیست

ولی

دردم این است

که من

بی تو دگر از جهان دورم  و  بی خویشتنم

پوپکم ، آهوئکم

تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 17:37 توسط ..:: پوریا ::..

نگو دیره ،

 نگو دیره که دلم بی تو میمیره

بگو که همیشه تو عاشقم می مونی ای عشق من

زیر بارون،

زیر بارون به یاد تو گریه کردم

چرا رفتی ، چرا رفتی ؟ ای عشق من

بمون،
نرو تنهام نزار دلم می میره

صدا ،

صدای خنده هات یادم نمیره

خدا،

خدا تنها ملال دل خستگی ها

نرو تنهام نزار گریم می گیره




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 0:4 توسط ..:: پوریا ::..

سلام بچه ها

چطورین؟ خوبین ؟ باورتون نمیشه که دلم چقدر واسه آپ کردن و نظراتتون تنگ شده بود. خودتون می دونین که هی میومدم و وبلاگو چک می کردم ولی نتونستم آپ کنم. ببخشید دیگه. قول میدم تکرار نشه.

جاتون خالی رفتیم تهران. چطور رفتمو برگشتم. با بدبختیه بسیار زیاد رفتم. با اتوبوس از اینجا تا تهران. پدرم درومد. 1دقیقه هم نخوابیدم. بازم شانس اووردم اتوبوسش ویژه بود وگرنه....تا رسیدم بدون هیچ استراحتی(منم ۲شب بود که نخوابیده بودم) رفتیم حنابندون. جالبیش اینجا بود که همه خوابشون میومد ولی من همچنان در حال قر دادن بودم . فرداشم که استراحت بود . و ۵شنبه یعنی ۲شب پیش رفتیم عروسی . یه تیپی زده بودم که بیا و ببین. خلاصه اینکه خیلی خوشتیپانه رفتیم عروسی ولی از شانسه من کسی نبود که بشه مخشو بزنیم همه فامیل بودن.

ولی خوب، بالاخره یه چند نفری پیدا می شد که........

خلاصه اینکه جاتون خیلی خالی بود . خیلی خوش گذشت.

ایشالا عروسی خودم همتونو دعوت می کنم

 

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 1:37 توسط ..:: پوریا ::..

JavaScript Codes

JavaScript Codes